علي بن حسين انصارى شيرازى
253
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
شطريه نوعى از سعتر است اما ورق آن درازتر بود و بستانى بود و در صعتر گفته شود شعور الصفاليه زعفران بود و گفته شد شعر الجن و شعر الحيات و شعر الارض و شعر الخنازير و كزبرة البر و شعر العزيل و ساق الاسود و سانقه و ظفاير الجن اين جمله پرسياوشان است و كرمانيان كورسو و شيرازيان ويراكيس نامند شعارير قثاى صغير است و گفته شود شعير رومى خندروس بود و گفته شد شعير نوعى از وى بىپوست بود و آن را سلت خوانند بپارسى جو برهنه گويند و فعل وى نزديك بجو با پوست بود و نيكوترين وى آن بود كه تازه و سفيد و بزرگ بود و دانهء وى فربه بود و طبيعت وى سرد و خشك بود در اول و گويند در دويم و خشكى وى بيشتر از باقلاى مقشر بود باندك چيزى اما در همه خصلتها مانند وى بود چون از بيرون استعمال كنند و چون پخته خورند فاضلتر از باقلا بود و در وى تحليل و جلا بود و غذاى وى كمتر از غذاى گندم بود و بر كلف گرم كرده طلا كنند سود دهد و بر جرب ريششده با سركه گرمكرده طلا كنند سود دهد و با سركه بر نقرس طلا كردن نيكو بود و منع سيلان فضول از مفاصل بكند و آرد وى با پوست خشخاش و اكليل الملك ضماد كردن بر ذات الجنب نافع بود و با انجير چون بپزند تبهاى بلغمى را نافع بود و چون مرضوض كنند و به آتش گرم كنند و بر وجعى كه از حرارت بود نهند يعنى تكميد كنند ساكن كند و بر ورمهاى گرم نيز همين عمل كند و بادانگيز بود و مغص آورد و مضر بود بمثانه و مصلح وى انيسون بود و آرد جو چون با انجير بپزند و بر ورم بلغمى و ورم گرم اندازند بپزاند و بگدازد و چون با راتينج و زفت و سرگين كبوتر بياميزند و بر ورمهاى صلب نهند نضج بدهد و چون با زفت تر و موم و بول كودكان كه محكم نشده باشد و زيت بياميزند و بر خنازير نهند نضج دهد و چون با عصارهء سرد بسرشند مانند كاهو و تورك و آب عنب الثعلب و ضماد كنند بر چشم كه ورم كرده آن گرم بود ساكن كند و همچنين طلا كردن بر مجموع ورمهاى گرم و جمره و حمره و فلقمونى و مانند آن مفيد بود و چون با سركه بسرشند و بر پيشانى طلا كنند درد سر گرم ساكن كند و همچنين تنها با ادويهء كه موافق بود قلاع را زايل كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : شعير بفتح شين و كسر عين به فارسى جو و بهندى سج گويند فرانسه ORGE انگليسى BARLEY شعر جالينوس مىگويد موى اگر بسوزانند در قوت مانند پشم بود سوخته يعنى گرم و خشك بود در سئوم اگر موى آدمى تر كنند به سركه و بر گزندگى سگ ديوانه ضماد كنند در ساعت درد ساكن گرداند و گويند سحق كرده به سركه تر كنند و ضماد كنند بر آن و اگر با شراب صرف و زيت تر كنند و بر جراحتهاى سر نهند منع تورم آن بكند و اگر با مردارسنگ سحق كنند و بر چشمى